تبليغاتX
دلت گرفته بیا
بیا تنهاییهامونو قسمت کنیم
 من و عشق تو و حرفای مردم

تنهام

 

من وعشق تو و ياس و ترانه

من وعشق تو و صدتا بهانه

من وعشق تو و دوري يارم

من وعشق تو و فكر وخيالم

من وعشق تو و لحظه ي ديدار

من وعشق تو و بوسيدن يار

من وعشق تو و گلاي گندم

من وعشق تو و حرفاي مردم

من وعشق تو و صداي قلبم

من وعشق تو و گريه و خندم

من وعشق تو و تك يادگارت

من وعشق تو و وهم وخيالت

من وعشق تو وديباچه ي نور

من وعشق تو و دستاي پر زور

من وعشق تو و ريلاي قطار

من وعشق تو و شعراي عطار

من وعشق تو و صداي شيپور

من وعشق تو و سايه اي از دور

من وعشق تو و قلب شكستم

من وعشق تو و صداي خستم

من وعشق تو و رسيدن دور

من وعشق تو و پاي لب گور

من وعشق تو و دلواپسي ها

من وعشق تو و اين بي كسي ها

من وعشق تو و درخت بي برگ

من وعشق تو و رسيدن مرگ

من وعشق تو و دستي فشردن

من وعشق تو و بغضي روخوردن

من وعشق تو و رهايي تن

من وعشق تو وجدايي من

من وعشق تو و يادي فراموش

من وعشق تو ويه قلب خاموش

من وعشق تو و رفتن هميشه

من وعشق تو و ديگه نميشه

من وعشق تو وبسه تمومه

بدون تو ديگه دنيا حرومه

بيا بامن كه ديگه خيلي ديره

دلم بي تو ز دلتنگي ميميره

|+| نوشته شده توسط بابک در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384  |
 انتظار

 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم

جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....

از داشتن تو...اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

 وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

اری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم

 

 

|+| نوشته شده توسط بابک در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384  |
 فاصله

 

در کوچه های فاصله تنها نشسته ام

دور از شعاع گرم رخت تنها و خسته ام

چشم به جاده تا تو.بایی ، غروب شد

اما هنوز پنجره ها را نبسته ام

حس می کنم که بی تو تر ک می خورد دلم

حس می کنم که بی تو غروری شکسته ام

هر شب نگین سبز قنوتم خیال توست

از هر چه غیر قبله چشمت گسسته ام

تا در نگاه مضطربت آه نشکند

آرام بغض حنجره ام را شکسته ام

باشد دوباره حرف تو اما نگاه کن

اینجا در این غروب که تنها نشسته ام

 

|+| نوشته شده توسط بابک در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384  |
 آرزو
 

 

آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهایم گذاشت , کاش در تنهاترین تنهاییش, تنها کس تنهاییش تنهایش نگذارد .

|+| نوشته شده توسط بابک در سه شنبه بیست و دوم آذر 1384  |
 
 
 
بالا